نجـــــم الثـــاقــب

بسیجی لشگر ۱۷ علی بن ابی طالب (علیه السلام) نقل میکنه ؛
ساعت پست من تموم شد و اومدم دیدم اونی که باید پست رو بهش تحویل بدم جلوی چادر خوابیده ...
هرچی صداش کردم بیدار نشد ...
با قنداق سلاح زدم تو پهلوش و بیدار شد ...
اسلحه رو گرفت و خسته نباشیدی گفت و رفت سر پست منم رفتم خوابیدم ...
کمی گذشت و دیدم همونی که باید پست رو بهش تحویل میدادم داره بیدارم میکنه :
چرا بیدارم نکردی ، الان پاسبخش میاد میبینه دوتامونم خوابیم آبرومون میره...
تا دیدم قضیه چیه مثل فشنگ از جام پریدم و گفتم اسلحه ...
رفتم رو پست فکر نمیکردم دیگه سلاح رو ببینم ...
ولی در کمال ناباوری دیدم داره پست میده سلاح منم دستشه ...
اول سلاح رو شناسایی کردم و دیدم خودشه و بعد خودشو ...
باورم نمیشد...
من مهدی زین الدین رو فرستاده بودم رو پست ...
هرچی گفتم ، قبول نمیکرد پست رو تحویل بده و میگفت بزار پست رو تموم کنم ...
خیلی شرمنده شدم وقتی فهمیدم آقا مهدی زین الدین از شناسایی برگشته و دیده بچه ها تو چادر خوابیدن نخواسته بره داخل و از خستگی بیرون خوابیده بود 
.
.
.
و سوال من از شما این است ؛
اگر الان اشتباهی یک بسیجی به یک فرمانده لشگر سپاه بگوید بالای چشمت ابروست چه اتفاقی می افتد ؟ 
شاید هم هیچ اتفاقی نمی افتد ولی این سوال شما را به فکر فرو برد ، چون هیچ تصوری ندارید ...
چون دیگر فرمانده لشگر ها و سردارها به این راحتی ها جلوی چادرهایشان نمیخوابند ، میشناسم چند نفری که ذاتا هنوز خلقیات دهه ی شصت را دارند و همانطور خاکی و بی آلایش اما نگاه من به سیستم است ...
سیستمی که اجازه نمیدهد یک سردار خودش را با بسیجی دهن به دهن کند ...
اجازه نمیدهد سردار غیر از دوشنبه ها که دیدار مردمی دارد در انظار باشد و نقد بشنود ...
فحش بشنود ...
قنداق تفنگ توی پهلویش که اصلا فکرش را نکن...
و بعد سردارِ سر لشگر را یا امیر را میاورند مینشانند روی همان صندلی که رحمانی فضلی دروغ گو را نشانده اند و تحت عنوان برنامه ی بدون تعارف و مصاحبه و تمام ...
سردار یا امیر را مردمی کردیم ...
نه عمو جان !
مردم وقتی میبینند رحمانی فضلی با لبخند دروغ میگوید که از موقعیتم برای حتا فرزندم استفاده نکردم ولی برادر زاده اش بلافاصله در دولت با یک جهش خاص از یک معلمی به ریاست اداره رسید و در دوره ی دوم دولت پست استانی گرفت ...
فردایش  روی همان صندلی آعشته به دروغ امیر و سردار را مینشانند و او نیز از زندگی ساده ی خود میگویند 
و مردم هم میگویند : اجازه بدهید که باور نکنیم
#شفافیت
#شفافیت_عملی
#شهید_مهدی_زین_الدین
#سردار_دلها




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات