نجـــــم الثـــاقــب

سلام که امنیت خاطر و دل و جان باشد مرا و شما را ...



اما بعد... اگر مرشد یا رفیق قدیمی نبودم ... نمیشد یک " رفیق " به معنی واقعی اش باشم که تازه از گرد راه رسیده خسته و تشنه و پُر واژه و پُر معنی و پُر هیچ ؟!
باید یعنی ایمان پیدا کنم کم کمَک به حرف آن ساکن سیاره گل سرخ که ادم ها مانده اند بی دوست و...؟
یک بی نام و نشان پاپتی لایق رفاقت شما نبود اخوی که دوماه تمام جوابش را ندادی؟
مرشد و رفیق قدیمی شما بماند برای خودتان...
ممکن است یک خیلی خوب باشم که خدا بین خلقش پنهان کرده ممکن هم هست بدی باشم که خودم از شرم بد بودن خودم را پنهان کرده باشم...
هرچه هست گمنامی و بی نامی مرامم شده نه نامم !
کمتر روزی بوده سر نزده باشم..
نه فقط برای انکه جوابی به ان همه دلنوشته های دلانه ببینم ... بیشتر برای خواندن سطری پستی وعظی جمله ای از خودتان...
فکر کنم باید به رسم ساکن سیاره گل سرخ سراغ ماری را بگیرم که مرا به سیاره ام برگرداند ... یا انقدرها مرد راه باشم که مثل جاناتان یا همان پرنده های اساطیری که ریچارد باخ به تقلید از عطار شاهکارش را نوشت ، از زمین اوج بگیرم حتی اگر هزار بار بیفتم و زخمی و مجروح شوم...



هرچه که هست گمانم حق با همان موجود بینوای سنت دواگزوپری بود که ادم ها مانده اند بی دوست...
من چه یک رفیق قدیمی ات بودم چه رهگذری دلخسته ، گمنامی و بی نامی مرامم بود نه نامم ...
مزاحم اوقاات شریفت نمیشوم اخوی
در ساعات سیر افاق و انفس ... ان هم شما که فکردرد داری...



چرا دست یازم چرا پای کوبم
مرا یار بی دست و پا می پسندد ...
لطافت روح ما تا این حد شده ... لطافت روحی شما که تا حد : در بلا هم میچشم لذات او مات اویم مات اویم مات اوست دعایی خرج رفیقی کنید که اهسته آمد ... اهسته رفت ... مبادا ترکی بردارد چینی نازک تنهایی خاطر شریفت...



یا علی اعلی مددی جـــان . . .



___________________________________________________________________________________


سلام استاد


پست قبلی جوابی بود که دیشب جول کردم و نوشتم


ولی حالا که با تومانینه دست به قلم شده ام میبینم این حول و لا از نصفه بودن شب نبود و از فراق است


رفتنت درس داد که قدر داشته هایم را بیشتر بدانم


اما هر درسی شیرین نیست . بعضی درس خا تلخ اند ...تلخ رفیق


من زیرخاک هم که باشم قدم های مرشدمان را میشناسم


مگر ممکن است مرشد قدیمی قصه ی ما با کس دیگری اشتباه شود


و حالا خودت بگو که نه شماره ای ازت دارم و نه نشانی چگونه این فراق را به پایان برم


...


اما گفتم شاید خودت خلوت گزیده ای...


به هر حال دعایت میکنم


و شما هم امید دارم دعایی بفرمایید. همیشه میخوانم


و در ضمن تک تک کامنت هایت را نه اینکه خوانده باشم



و اینجا پستوی ماست . به یاد قهوه خانه ی مرشد:


https://t.me/joinchat/AAAAAEOGJbLikrm9aC7Rlw