تبلیغات
نجـــــم الثـــاقــب - ظلمات

نجـــــم الثـــاقــب

گفتم:

عرصه بر ما تنگ شده

فرمود:

تنگ تر هم خواهد شد

گفتم :

چرا!؟

فرمود :

الأنبیاء

وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَیْه

برادرم یونس فکر نمیکرد اینطور شود که او را بگیریم ، شاید با خود فکر میکرد حالا که این مردم عرصه را بر من تنگ کرده اند پس من هم با عصبانیت بیرون بروم ، شاید اصلا عذابی هم بر آنان بفرستیم.

ولی وقتی دید قرعه ها حکم غرقش را دادند ، دید دستی از پس غیب مساله را هدایت میکند ، و عرصه تنگ تر شد و تنگ تر و تنگ تر تا جایی که وارد بطن حوت شد ، دید چاره ای ندارد ، شروع به فریاد کرد:

ِ فَنَادَىٰ فِی الظُّلُمَات

ِ أَن لَّا إِلَٰهَ إِلَّا أَنت

َ سُبْحَانَكَ

این سبحانک یعنی خدای ببخشید ، شکر خوردم ، حق با شما بود ....

إِنِّی كُنتُ مِنَ الظَّالِمِینَ

به خودم بد کردم

-بد را هم با همان لهجه ی ترکی ، مشدد میگفت-

و ادامه داد:

وقتی همه ی بلا ها سرش آمد ، و او اینطور در دل ظلمات ضجه زد ، خدا نجاتش داد ، آرامش کرد ، غم دلش را برد

الأنبیاء

فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَم

و در ادامه آیه هم میفرماید

ِّ وَكَذَٰلِكَ نُنجِی الْمُؤْمِنِینَ

این روش تربیتی ماست ، عرصه را به مومن تنگ میکنیم و راه نجاتش هم شب است

کاندران ظلمت شب ، آب حیاتم دادند ، اگر نجات میخواهی ، باید در ظلمت شب سر بر سجده گذاری و ناله بزنی بگویی:

سبحانک

انی کنت من ااظالمین

اینطور اگر کردی خدا از دهان نهنگ هم بیرونت میکشد ، وگرنه همان عرصه های تنگ قبر ابدی ت میشود.

نماز شب ، و ذکر یونسیه را فراموش نکن ، بخصوص در شداید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEOGJbIoIDAW1o-hKg