تبلیغات
نجـــــم الثـــاقــب - کلید حسن در قفل شورای نگهبان چرخید؟

نجـــــم الثـــاقــب

از خواب بیدار شدم
حس میکنم جهان دورو برم دارد بزرگ میشود
به بلوغ میرسد
اما خجالت میکشد این بلوغ را مطرح کند
مثل پسر بچه ای که شب اتفاقاتی برایش میافتد ، نشانه های بلوغ را میبیند و نمیتواند مطرح کند
اصلا باورم نمیشود ... در بین این همه ظلم و فساد نا امید کننده امیر تتلو توی کانالش وویس میگذارد که بچه ها نمازهاتون رو به موقع بخونید حالتون بهتر بشه...
یا در قم طرفداران رئیسی در جشن انتخابات روحانی گل میدهند...
اینها همه نشانه های خوب...نه... اینها همه نشان از شکوفا شدن یک جریان خوب بسیار بزرگ است...
اما اینها نمیتواند چشم من را به اتفاقات دیگر ببندد
یکی از دوستان در کانالش نوشته :
"همیشه از اینکه قربانی مصلحت ها بشویم میترسیدم"
چرا شورای نگهبان نمیگوید اتفاق خاصی نیفتاده و رای ها درست است.؟
چرا اصلا حسن روحانی باید تایید شود ؟
چرا همه تخلفات را میپوشانند ولی آقا این مصلحت اندیشی ها را تمکین نمیکند و پیام بعد از انتخابابتش با همیشه متفاوت است؟
و تبریکی به کلید و حسن نمیگوید

خدایا...

این فقط نشان از این دارد که آقای ما تنهاست
فیلمی به دستم میرسد...
یک عکس از آقای کریمی قدوسی که شورای نگهبان به خاطر تهدید روحانی او را تایید کردند ؟!
حرفهایش با دیگر اطلاعات قابل صدق است
"اصلا چهار سال اول هم قرار نبود تایید شود..."

آقا در حرم امام رضا هم وقتی داد زدند هیهات من الذلة

فرمود هیهات از عدم برگزاری انتخابات

یعنی اگر روحانی تایید نمیشد انتخاباتی هم در کار نبود
و کسی نبود که این کار را انجام دهد
و در این شرایط حساس داخلی و بین المللی یعنی فااااتحه

تمام داشته هایم از روخانی برایم رو میشود:

#مجمع_عقلا ی مجلس که امام مخالفش بود
#598
#برجام 
همکاری هایش با تیم های جاسوسوی 
نایاک 
حسین فریدون
مانع شدن های مکررش در کمک رسانی به جبهه ی مقاومت
وزرایی که آبروی ایران را بردند(جنتی و ... و...)
#مکفارلین
و صدها چیز دیگر
از تکبر ذاتی که دارد
از موضع گیری هایش در مقابل هر دو امام امت

دوست دارم داد بزنم
بالا بیاورم...
همه ی داشته های ذهنی ام را بالا بیاورم
سبک شوم
هوای اتاق سنگین است
کنار پنجره میروم
پنجره را باز میکنم و سرم را بیرون میبرم.چند نفس عمیق میکشم . بوی سم توی ریه هایم پر میشود.یادم میآید شهرداری گفته بود دیشب سمپاشی میکنند
چشمم به چادر مسافرانی که توی پارک خوابیده اند می افتد.اگر قرار است آنها مسموم شوند.بگذار من هم مسموم شوم.

راستی من هم ، همیشه میترسیدم قربانی مصلحت ها شوم
دوست دارم به یکی از نمایندگان مجلس بگویم برود و داد بزند
اینها را در خانه ی ملت داد بزند
ولی دیروز اتفاقا در دفتر نماینده ی شهر بودم.
خانم صباغیان مسئول امور بانوان دفتر آقای عبدالرضا عزیزی نماینده ی محبوب تو بخوان منفور شهر به دوستانش میگفت:
دیدین شیروان چه فاجعه ای شد
52 درصد به رئیسی رای داده بودند
من خودم سر صندوق بودم و دیدیم همه رئیسی بودند...
فریاد خواهم کرد