تبلیغات
نجـــــم الثـــاقــب - نهضت تمام

نجـــــم الثـــاقــب

«نهضت علیه جریان هیات امناییسم چمبره زده بر مساجد» داشت به جا های خوبی می رسید...

شنیده بودم بر علیه طلبه همیشه طلبه علم میکنند

اما ندیده بودم

رفتند سراغ یکی از طلبه هایی که در محل سکونت دارد

و جواب منفی شنیدند

علتش این بود که طلبه می گفت من اگر بیایم باید از این محل بروم

چون هیات امنا خدای مسجد اند و معمولا با روحانی عادل به مشکل میخورند

سراغ طلبه ای رفتند که ملبس هم نبود

و خیلی هم پی گیر شدند

و آمد

اما برایش توضیح دادم که با رفتن تو همه چیز هیچ می شود

و خدا خیرش دهد که فهمید و نرفت

و بعد از چند روز یکی از دوستان ما را از سپاه برای امامت آوردند

و من خوشحال از اینکه حمایتش میکنم

و مسجد میشود همانی که می خواستیم

بهش زنگ زدم گفتم ببینمت چیزهایی را باید بهت بگویم

گفت من تازه جریان را فهمیده ام که قبلا شما بودید

حرفش را بریدم : شما باید بروی محکم هم بروی من هم حمایتت میکنم

قرار گذاشتیم و سر قرار نیامد

شب بهش زنگ زدم(صبح تا شب هفت بار زنگ زدم نه جواب داد نه چیزی)

شب گفت جلسه طول کشید ببخشید!

گفتم مساله ای نیست

گفتم کی صحبت کنیم؟

گفت من در خدمتم.(یعنی پشت تلفن بگو!!!)

من:!!!

دیدم طلبه ای جلوی طلبه ی دیگری علم شده

نهضت فرت

یاد شیخ فضل الله افتادم. با خود گفتم چه راحت است طلبه ای را زمین زدن.

و به دار آویختن.فقط باید یکی هم سنگش را یا گران سنگ ترش را پیدا کنی و برخی اش.یکی را با پول و یک را با تدیّن.

بعضی طلبه ها برای خدا طلبه ی دیگر را زمین می زنند.

و این دوست ما که هنوز دوستش داریم فقط مشکلش این بود که تحقیق نکرد

وگرنه من میخواستم کمکش کنم

وقتی جریان را به مسئول ما فوقش که با ایشان دوست تریم گفتم. گفت: هیچ بهش نگو

گفتم من خوشحالم

حرفم را برید و گفت : فکر میکند حسادت میکنی

بله.علم شده بود