تبلیغات
نجـــــم الثـــاقــب - باران و سوزش دل

نجـــــم الثـــاقــب

سوراخ شده بود

آسمان را می گویم

هرچه باران بود ریخت روی زمین های ما

دلم سوخت...

برای تمام زمین هایی که آسمانش سوراخ نشده بود

آسمان زمین های پدرم

آسمان همسایه ها...

بعد فهمیدم ، هر که آسمانش سوراخ شود

 باید دلش هم مثل من بسوزد

گیج شدم!

نه می خواهم دل پدرم بسوزد،نه زمین هایش را عطش عریان کند

نمی دانم چرا طبیعت گاه بی رحم است؟